تبليغاتX
رجزـ‌ مویه

 

 

 

 

 

 

با ترانه قبلی متهم شدیم به نفتی بودن. گفتیم بلکه با این ترانه قدری رفع اتهام کنیم. البته این ترانه پارسال گفته شده. یعنی ماه ها قبل از نفتی شدنم!

 

 

 

 

 

 

 

مردم شهر! صف بکشین، چن شبه نون گرون شده

آستینا بالا همگی، نون حالا نرخ خون شده

 

صف بکشین گرسنه ها، بیاین که داغه بربری

سرمه چشماتون کنین، چشم و چراغه بربری

 

درخت سیب و پرتقال درخت آرزوتونه

لقمه صبر و انتظار چن ساله تو گلوتونه

 

عرض خیابونو ولش، پیاده رو جای شماست

خوب ببینین، این ماشینا مال تماشای شماست

 

 

 

آی آدمای اون بالا! هوا خوبه، آفتابی شین

خیابونا مال شماس، سوار اتول اربابی شین

 

آی آدمای اون بالا! تخته نشه نوندونی تون

گندمو ارزونش کنین، باغ بهشت ارزونی تون

 

از اون بالا نیگا کنین، ما یه کمی پایین تریم

حرفای کاغذی تونو از روی دکه می خریم

 

روزنومه ها، روزنومه ها از نون شب واحب ترن

این وریا اون وریا نوبتی از هم می برن

 

نرخ مصوبت درست، بازی امشبت درست

بالایی جون دوست داریم، تیپ مرتبت درست

 

آب می چکه طبق طبق از تو لبا و لوچه ها

فروختنی هرچی که هست مال شما و نوچه ها

 

آهای شکم قلمبه ها! سفره تونو جم بکنین

از شما خیر نمی رسه، شرتونو کم بکنین

 

 

 

 

گفتنی خیلیه، ولی دعامون آمین نداره

هرجا نشستی خونه ته، بالا و پایین نداره

 

ما که نشستیم این پایین میون خیل ساده ها

پشت منم سوار بشین عین همه پیاده ها.

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 21:56 توسط امید مهدی‌نژاد| |
سلام

ببخشید اگه به قول دوستان آپ نمی شم. عجالتاً سرمون گرم سجیله.

نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 12:47 توسط امید مهدی‌نژاد| |

 

 

 

 

 

 

 

 

صبح دریا نقره فامه، کشتیا میون دریان

قد کشیدن مث خورشید، دکلا ستون دریان

 

دریا تشنه نسیمه تو غروب داغ بندر

با نگاه ملوانا روشنه چراغ بندر

 

موجا روز و شب بیدارن، می زنن به صخره ها دل

غم دریا رو می آرن می سپرن به دست ساحل

 

دل دریا پر درده، غصه با دلش سرشته

بیا قصه شو بخونیم که به خط خون نوشته

 

 

 

حرف یه قصه تلخه، حرف رختی که کفن شد

حرف مردی که تو دریا فدای اسم وطن شد

 

رگ پاره زمینو گره زد با چنگ و دندون

دل به دریا زد و گم شد تو بساط آتش و خون

 

پیش چشم تیر و ترکش قلبشو نهاد و خون داد

تا به مردای عالم معنی مردو نشون داد

 

حالا خیلی وقته دریا ساکته، امن و امونه

رو لبش خنده موجه، دلش اما پرِ خونه

 

 

 

قصه تکراریه، اما حرف هر روز و همیشه س

تا ابد قصه همینه: که تبر دشمن ریشه س

 

شاخ و برگمون تو باده، ریشه مون توی زمینه

تا زمین سرمایه مونه سرنوشتمون همینه

 

تا طلای تیره نفت یه بهونه واسه جنگه

تو یه دستمون درفشه، تو یه دستمون تفنگه

 

رد کشتیای باری خط سرنوشت دریا

اگه دس رو دس نذاریم برادر! بهشته دریا.

 

 

نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 19:25 توسط امید مهدی‌نژاد| |